کانادا

شاید 13 یا 14 سال بیشتر نداشتم ولی هربار آشنا و یا فامیلی رو میدیدم که از ایران میره پیش خودم میگفتم یعنی میشه منم یه روز برم! شاید اوایل حتی دلیل رفتن اونارو هم نمی دونستم ولی خیلی زود دلایلشونو می فهمیدم، وقتی بعد از چند سال یکی می اومد ایران با علاقه حرفاشو گوش می کردم و احساس میکردم اون داره از آینده من حرف میزنه. هر روز که می گذشت و با سختی های زندگی که خیلی هاش فقط مخصوص ما ایرانیهای امروزه آشناتر میشدم انگیزه هام واسه رفتن قویتر میشد. شاید دیگه نیازی نباشه راجع به موانعی که سر راه جوونای ایرانی هست توضیح بدم. از کنکور مسخره گرفته تا هزار مانعی که سر راه نیازهای طبیعی هر جوون ایرانی وجود داره. همه اینا باعث شد هر روز واسه رفتن مصمم تر بشم. میدونم خیلی ها تو ایران میمونن و شاید تحمل میکنن ولی من اهل تحمل نبودم شاید خیلی ها بگن فرار راهش نیست ولی من تصمیمم رو گرفتم و میدونم این بهترین کاری بود که میتونستم بکنم.

مهاجر

از این مقدمه کوتاه بگذریم اسمم احمد 27 سالمه و الان 13، 14 ساله که همه راههای مهاجرت رو به خصوص به آمریکا، کانادا و استرالیا زیرو رو کردم و اگه اقراق نباشه بیشتر از خیلی از وکلای مهاجرت در اینباره اطلاعات دارم. تو اینجا قصد ندارم کسی رو متقاعد بکنم که باید مهاجرت کرد یا نمی خوام بگم اینکار درسته یا نه! فقط سعی میکنم اطلاعات خودم رو در این رابطه با کسائی که مثل من علاقه مند به مهاجرت هستن و تصمیمشونو گرفتن در میون بزارم.

اوایل تابستون سال 1385 بود و من 5 ماهی بود که درسمو تموم کرده بودم و تو یه شرکت مشاور ساختمانی کار میکردم، با وجود اینکه کارم بد نبود، شب و روز دنبال یه راه واسه رفتن میگشتم و راستش زیادم امیدی نداشتم که این اتفاق زود بیوفته و این درست سه ماه قبل از روزی بود که توی خیابون "George Street" سیدنی استرالیا قدم می زدم. اینو واسه این میگم که اگه دنبال چیزی باشین خیلی زود نشونه ها شمارو به هدف می رسونن.

George street, Sydney, Australia

"جرج استریت" در مرکز سیدنی استرالیا

opera house

"اپرا هاوس" در خلیج سیدنی استرالیا

Harbour Bridge

"هاربر بریج" در خلیج سیدنی استرالیا

Darling Harbour

"دارلینگ هاربر" در سیدنی استرالیا

کسائی که میخوان به استرالیا مهاجرت کنن حتما میدونن که تا دو سال پیش ویزائی وجود داشت به نام "Working Holiday"، این ویزا رو استرالیا به ایرانی هائی میداد که لیسانس داشتن و با زبان انگلیسی هم آشنا بودن. منم خوب از بچگی همیشه زبان انگلیسی رو تو موسسه خونده بودمو به محض آشنائی با این ویزا تو امتحان "IELTS" ثبت نام کردمو قبول شدم و همونطور که گفتم خیلی زود رفتم استرالیا. این یکی از دلیلهائی هست که من همیشه به کسائی که میخوان مهاجرت کنن میگم زبان رو که در واقع مهمترین عامل موفقیت یه مهاجره فراموش نکنن. یاد نوشته روی سردر موسسه زبانی که میرفتم افتادم که میگفت: "A new language is a new life!" و واقعا هم همینطور بود و زبان انگلیسی زندگی جدیدی برای من ساخت.

New Life

بعد از چند ماه که استرالیا بودم به دلایلی از جمله نوع ویزائی که داشتم تصمیم گرفتم برگردم ایران و سعی کنم اینبار با شرایط بهتری برگردم اونجا. وقتی رسیدم ایران تقریبا عید بود و من از همون روزای اول رسیدنم شروع کردم به جمع کردن مدارک لازم برای درخواست ویزای دائم استرالیا، باید مدارکمو میفرستادم واسه معادل سازی و دوباره امتحان "IELTS" میدادم. تازه امتحان زبان رو داده بودم که یکی از دوستای دوران دانشگاه رو دیدم پرسید چیکار میکنی؟ منم داستان مهاجرتمو واسش تعریف کردمو گفتم که میخوام واسه اقامت دائم استرالیا اقدام کنم، بلافاصله بهم گفت چرا واسه کانادا اقدام نمیکنی؟ راستش این سوالش منو به فکر انداخت آخه من همیشه با تعریفائی که از کانادا شنیده بودم و چیزائی که تو فیلما دیده بودم از این سرزمین پهناور و زیبا خوشم می اومد. میدونستم که پروسه مهاجرت به کانادا 5، 6 سال طول میکشه در حالی که اون موقع کل پروسه مهاجرت استرالیا 14 ماه طول میکشید، ولی با توجه به علاقه ای که به فرهنگ، طبیعت و هویت اجتماعی کانادا داشتم بعد از این پیشنهاد دوستم شروع کردم به زیرو رو کردن وب سایتهای مهاجرت به کانادا، با چند تا از وکلا صحبت کردم و نظرشونو پرسیدم. دست آخر فهمیدم علاوه بر اقدام از طریق دولت فدرال میشه از طریق دولت استانی کبک هم برای مهاجرت اقدام کرد که زمان کل پروسش تقریبا نصف اقدام از طریق دولت فدراله و نتیجه هر جفتش یکیه و اونم اقامت دائم کانادا. تنها فرقی که اقدام از طریق کبک داره اینه که مصاحبه سفارت به زبان فرانسه خواهد بود و منم که خوب همیشه از یادگیری زبان جدید خوشم می اومد، با این مورد مشکلی نداشتم و تازه بعدها واقعا شیفته جامعه، فرهنگ و زبان کبک و همون فرانکوفونی شدم. بلافاصله تو یه کلاس فرانسه ثبت نام کردم و پرونده مهاجرت به کبک رو تکمیل کردم و از اینجا داستان مهاجرت به کانادا به صورت جدی شروع شد. دوست دارم بدونین که من اولش زبان فرانسه رو چون واسه مهاجرت احتیاج داشتم شروع کردم ولی کم کم از این زبان خوشم اومد و به نظر من فرانسه از زبان انگلیسی خیلی شیرین تر و جذاب تره و الان با وجود اینکه مصاحبه رو قبول شدم و تو ایران هم نیستم (من در حال حاضر تو یکی از کشورای همسایه ایران کار میکنم)، اما بازم با علاقه این زبان رو دنبال میکنم.

امروز چند ماهی هست که مصاحبه اداره مهاجرت استان کبک رو که تو سوریه برگزار میشه قبول شدم و منتظر امتحان پزشکی "Medical" سفارت و بعدشم مهاجرت به سوی شمال هستم. سعی میکنم با این نوشته ها اطلاعات خودم رو با شما که قصد مهاجرت بخصوص به کانادا دارین در میون بزارم. در ضمن خوشحال میشم دوستانی که در این زمینه تجربه و اطلاعات بیشتری دارن هم، ما رو از تجربیات خودشون مطلع کنن.

Montreal

مونترال کانادا

toronto

تورونتو کانادا